مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

936

طب اكبرى ( فارسى )

دارد و به هر دو طرف فرج موضوع است خارج از رحم و بر هر خصيه غشايى جداست و از يكديگر امتياز و فصل دارند . هم‌چنان كه در مردان [ در ] ميان خصيه و قضيب منفذى است بر مثل مورى دراز و آن را اوعيهء منى گويند ، زنان را نيز هم‌چنان است لكن از آن مردان از خصيه بالا آمده است و به گردن مثانه ميل كرده و دو سه خم گرفته به مجراى قضيب فرود آمده است و اندر زنان اين اوعيه از خايه به سوى تهيگاه ميل كرده است تا منى از وى به رحم اندر آيد . و نفع ديگر خايه زنان را آن است كه وقت جماع سخت شود و گردن رحم را ثابت دارند تا نطفهء مرد در او منزل شود . [ 1252 ] فايده : رحم زنان نارسيده و دوشيزه كوچك‌تر باشد و تا رسيده نشود تجويف او تمام نگردد و پس از زائيدن وسيع‌تر شود . و رحم در حالت عادى منضمّ مىباشد و در حالت ولادت فراخ مىگردد و فضلهء طمثى [ يعنى خون حيض ] در هنگام حمل غذاى جنين مىشود و در اوقات رضاع مستحيل به شير مىگردد . [ 1253 ] فايده : غشاى تنگ كه ميان فرج تنيده شده از رگ‌هاى سخت ، دوشيزگى عبارت ازوست و ازالهء بكارت مراد از خرق و دريدن آن است . [ 1254 ] فايده : عصبى از دماغ به رحم آميخته است و به وساطت آن ، رحم مشاركت دارد به دماغ امّا مشاركت قوى نيست ؛ زيرا كه عصب مذكور در وى زياد نيست . اين باب ، مشتمل است بر چند فصل :